این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.
وقتی توچال خطر ناک می شود
( سفر به ایستگاه 5 )اول از همه جای همه شما خالی، شما ترسوها، شما سرمایی ها و شما تنبل ها، امروز خدا یک پکیج آماده کرده بود از همه چیز، آفتاب، برف، کولاک، مه، تاریکی، خرابی تلکابین و خلاصه هر چیزی که شاید فقط سالی یک بار اتفاق بیفته، امروز سر ما آومد، حالا خوب یا بد.
همچنین، دیروز جو گرفت، رفتم منیریه خرید، فکر کردم هوا مثل هفته پیش آفتابی باشه، یک عینک خریدم با اجازه شما ۳۷ هزار تومان، تازه شانس آوردم که حراج بود.
من در مسیر ۲ به ۵ توچال
بازم من در مسیر ۲ به ۵ توچال
یک عکس از بالای ایستگاه ۲ و پوشش کامل جاده ها تا قله اول
اینم یک عکس دیگه از کوه های روبروی مسیر ایستگاه ۵
اینم شقایق، همایون، شایان
امروز فهمیدم اسم این دره، دره باد هستش، یک مسیر به طول حدود ۴۰۰ متر قبل از ایستگاه پنج که معمولا باد خیلی شدیدی داره و البته امروز چون مه بود و یکم برف می اومد باد نداشت خدا رو شکر. البته افرادی با ۲ ساعت تاخیر بعد از ما رسیدند به ایستگاه پنج، در این دره با یک کولاک نه چندان شدید مواجه شدند. خلاصه حالی بردند. جای ما خالی بود.
این عکس شماره اتوماتیکش ۶۶۶ بود، به نظر شما من عجیب نیفتادم در عکس؟ کلا عکس عجیبیه نمی دونم ارتباط داره با شماره ۶۶۶ یا فقط یک تصادف کوچک هستش؟
این عکس حالت آموزشی داره، حالا دوست دارین باور کنین یا دوست دارین نکنین، هر جا توی کوه از این شکاف ها دیدن سریع فرار کنین. من میگم که این شکاف ها نشانه خطر ریزشه بهمن هستش، این شکاف ها نشان دهنده این هستش که برف از زیر آب شده و امکان داره فشار بالا، بیشتر از پایین باشه و باعث بشه که مثل بمب اتمی بریزه سرتون. پس فکرشم نکنین که مثل شقایق وایسین و عکس بگیرین، اصولا ما در گروه، آدم های پررویی هستیم. ولی شما لطفا سریع فرار کنین. البته امروز اگه پویا (مرد بهمن ساز) بود حتما اینقدر سعی می کرد که ما رو اون زیر مدفون کنه.
این عکس هم آموزشیه، وقتی که میرین یک وسیله جدید می خرین، حتما از فروشنده بپرسین که چطوری کار می کنه، نه اینکه مثل من، با یک بند کوچیک مشکل پیدا کنین و ندونین که چه خاکی توی سرتون برزین، بند رو زیر کفش گره بزنین، روی کفش گره بزنین، بکنین توی کفشتون و خلاصه یک سوال که آقا من بلد نیستم از این وسیله استفاده کنم لطفا به من آموزش بدین، خیلی خوبه، خجالت نکشین.
اینم یک نمای دیگه از توچال قبل از ایستگاه ۲، کاملا قابل مشاهده است که وضعیت بعد از ایستگاه ۲ چه قدر تفاوت داره و هوا چه قدر تغییر می کنه. پس هیچ وقت گول آب و هوای پایین رو نخورین.
نمای دربند و شیرپلا از توچال
ایول خیلی حال کردم وقتی دیدم رد پای پویا وقتی رفته بود خرگوش بگیره هنوز روی برف ها مونده. راستی امروز هم از مسیر هفته پیش رفتیم، یک کمی بیشتر پا خورده بود و مسیر خیلی بهتر شده بود ولی باز، بعضی جاها، اشتباه پا میزاشتیم، ۷۰ سانتیمتر می رفتیم توی برف.
این هم عکس های توی ایستگاه ۵
وای ، وای، چه بلایی سرمون اومد موقع برگشتن، این تله کابین که حساب و کتاب نداره، همش خاموش می شد. و کلی آدم منتظر بودند که سوار بشن، اینم هی خاموش می شد. خلاصه خیلی ها بیش از ۴ ساعت توی هوای سرد وایساده بودند ولی ما که خیلی حرفه ای بودیم، کلک زدیم و رفتیم یک جای خیلی گرم و نرم، ولی ساعت ۵.۴۵ دقیقه بود که سوار تله کابین شدیم، عکس بالا نشون میده که چقدر هوا تاریک شد بود و چقدر برف روی کابین ها نشسته بود. ایجا بود که هوا خیلی خراب شده بود و برف شدید می آمد.
این عکس هم توی ایستگاه ۲ گرفتم از کابین عقبی، توضیحات هم همون توضیحات عکس بالا است.
امروز یک سری داستان دیگر هم داشت که فردا می نویسم، الآن خیلی خسته هستم.
