تبليغاتX
داستان های شاشا در توچال

داستان های شاشا در توچال

کوهنوردی رو خیلی دوست دارم، خاطرات و تجربیات خودم در کوه رو اینجا می نویسم

این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.

عکس های توچال مربوط به سفر امروز

( سفر به ایستگاه 5 )

امروز رفتم توچال، اونم چه توچالی، ایستگاه ۵ ، بالاخره یک نفر پیدا شد که اینکاره باشه، خدایی اینقدر کوهنورد درست و حسابی ندیده بودم، تا کوله و کاپشن رو دیدم سرحال اومدم، تو دلم گفتم ایول ، امروز یک کوه درست و حسابی می ریم، اونم تو برف

حدود ۴۰ تا عکس گرفتم ولی ۱۷ تا رو انتخاب کردم در وبلاگ برای همه نمایش بدم، بلکه شما تنبل ها هم یک روز پاشین از پشت کامپیوتر و دست از تنبل بازی بردارید، و بیاین کوه


نمایی از تهران از وسط توچال، البته توچال و برف هم نقش مهمی در عکس دارند


۳ تا آدم شجاع وسط یکی از دره ها


اینم غاز مورد علاقه منم


بالا تر از ایستگاه ۲ هوای تهران ابری ، هوای توچال آفتابی
امروز روز گرمی بود و البته برفی


این آقا پویا ست


اینم آقا شایان


برف در وسط های کوه بین ۲۰ تا ۳۰ سانتیمتر ارتفاع داشت


مسیر رفتن به ایستگاه ۵ توچال از این طرف


مسیر رفتن به ایستگاه ۵ توچال از اون طرف عکس قبلی
خط سبز مسیر میانبر هستش


برگشت با تله کابین توچال - هوا مه آلود شدید و خطر ناک


این مه است - عمق دید زیر ۱۵ متر


غروب خورشید - عکس از داخل تلکابین - عکاس پویا


بازم غروب خورشید از داخل تلکابین - عکس آقای دست راستی


خیلی زیباست مگه نه؟  - عکس خانم که بقل آقاهه نشته بود
آخه من از دست راست سمین نفر بودم نمی تونستم عکس بگیرم
ولی انتخاب سوژه ها مال خودمه


خورشید واقعا خوشکله، تو تمام شرایط


۴۰ دفعه به این آقا گفتیم در تلکابین را نبندید داریم عکس می گیریم.
آخر هم اومد وسط کادر - ایستگاه ۲ توچال


این آقا می گفت داره به دوستاش کمک می کنه، ولی دوستی نداشت چون کسی همراهش نبود.
من فکر می کنم این چوب اسکی ها و باتوم ها را دزدیده بود.
البته عکس با اجازه خودش گرفته شده است

روز خیلی خوبی بود. کوه سردیش، گرمیش، آدم هاش، هواش، همه و همه تمیزن، من کوه را فقط برای تمیر بودنش، بدون کلک و ریا بودنش دوست دارم، و همیشه دوست هایی رو انتخاب می کنم که مثل کوه باشند.

نوشته شده در  2008/12/19ساعت 20:58  توسط شاشا 

این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.

جمعه رفتم توچال

( جمعه ها در توچال )
سلام، شرمنده که با تاخیر می نویسم، جمعه رفتم توچال، سفر خوبی بود، با بهار، رامونا و مهران، من دوستشون دارم، بچه های پاک، سالم و مهربونی هستند. بهار که از خواهر بیشتر دوسش دارم. مهران هم دفعه اول بود دیدمش ولی پسر با مرامی بود.

قرار ما ساعت هشت بصبح بود، بهار چون عادت داره با تاخیر بیاد، سه دفه زمان را عقی انداخت. ایشون معمولا نون یادش میره بیاره، شب قبلا از برنامه اسرار داره که کسی صبحانه نیاره، چون خودش خیلی خوراکی خریده، ولی صبح ۱۰۰ درصد فقط برای خودش چای آورده و ... داستان خده داره دیگه.

حدود ساعت ۹ بود که از پارکینگ حرکت کردیم برای بالا، ایستگاه یک و از مسیر اصلی خارج شدیم و رفتیم بالا، خیلی خوب بالا آومدم به نظر خودم، کاهش وزن ۸ کیلویی من در یک ماه و نیم گذشته (الآن شده ۹ کیلو) خیل به من کمک کرد برای بالا رفتن از کوه،

خلاصه رسیدیم دم خروجی راه مخفی، مسیر را ادامه دادیم تا رسیدیم به تک درخت راه مخفی، اینجا را خیلی دوست دارم، نشستیم و صبحانه خوردیم، آتیش هم روشن کردیم با چه بدبختی، ولی خدایی عجب آتیشی شد، اصلا گرما نداشت، فقط شعله بود، نمی دونم شاید واقعا از سرمای هوا بوده باشه، ولی خیلی لذت بخش بود.

بهار خسیس، عدس پلو آورده بود که ناهار بریم ایستگاه پنج ولی اون ۲ تا دوست های مهربان دیگر ، از ۵ دقیقه بعد از خوردن صبحانه شروع کردن به زمزمه برای برگشتن و رفتم ناهار بیرون، خلاصه ما هم به تصمیم جمع برگشتیم و ظهر رسیدم خونه.

امروز برای اولین بار در سال جاری برف دیدم، و همین طور برف بارید، برف های توی توچال با برف های تهران زمین تا اسمون فرق دارند. من برف های توچال را خیلی دوست دارم.

نوشته شده در  2008/12/16ساعت 1:23  توسط شاشا 

این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.

خیانت به توچال

( بدونه برنامه )
دیروز به توچال خیانت کردم، ساعت ۸ صبح با همانگی قبلی رفتیم کلک چال، ۳ تا خانم ۳ تا آقا که با من شدیم ۷ نفر، ۵ نفر کوه دیده بودیم ولی ۲ نفر زیاد در گیر و دار کوه نبودند. هوا سرد بود. وضعیت قله خراب بود یعنی برفی بود. رفتیم بالا که مسیر به ادامه بدیم به سمت ایستگاه ۵ توچال و یا دربند ولی نشد.

صبح دیر رفتیم بالا و شب هم دیر برگشتیم، اینقدر دیر که بخشی از مسیر را با چراغ آمدیم پایین، خیلی تاریک بود. ولی روز خوبی بود، هفته دیگه قرار این شد که ساعت ۵ بریم شیرپلا از اوسون یا ایستگاه ۵ برگردیم پایین.

۴ نفر از بچه های گروه در سالن انفی تاتر کلک چال

 

نمای غرب و خورسید از ایستگاه ۳ کلک چال

۱ . این نقطه یعنی ایستگاه ۲ توچال
۲ . این نقطه یعنی اولین قله در مسیر ایستگاه ۵ توچال
۳ فاصله بین کوه ها مسیر دربند است
۴ فاسله بین کوه ها مسیر گلاب دره

نوشته شده در  2008/11/29ساعت 8:48  توسط شاشا 

ليست آخرين مطالب نوشته شده در وبلاگ
  • از اینجا رفتم
  • کارا جنگلی سخت و آسان
  • سفر به قله توچال با بهنام
  • پیک نیک
  • من و پویا شب توی قله خوابیدیم
  • لوازم مورد نیاز برای کوهنوردی در تابستان
  • من فردا کوه دلم می خواد
  • قله توچال و هتل اسون
  • داستان هفته پیش
  • 5 تا وال پیپر زیبا برای پس زمینه ویندوز
  • بام تهران با کمی خس و خاشاک
  • نیمی از گروه بعد از سه هفته
  • تک و تنها کنار قله توچال
  • خطر خطر خطر خطر از این مسیر رد نشوید
  • یک سفر خردادی به توچال
  • از توچال اومدم میرم توچال
  • دربند به اسون در اول خرداد
  • امروز روز سختی بود
  • بازم رفتیم توچال
  • ترکیدم از خنده امروز
  • عجب سفری بود امروز
  • 2 روز بارونی پشت سر هم
  • بازم بدون عکس
  • جمعه بازم رفتیم دربند
  • از اوسون به ایستگاه پنج ولی نه از راه اصلی
  • همای سعادت یا بل بل در بام تهران
  • یک لحظه بادی، یک لحظه آفتابی
  • عجب جمعه توپی
  • اولین بام بازی سال 88
  • بدبختی به نام مسیر درکه اما بهترین سفرم
  •