این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.
توچال و آب جوش و یخ
( عصر ها در بام تهران )خلاصه ۳ بعد از ظهر پاشدیم رفتیم توچال، قدم زنان رفتیم بالا، پشت سر همه هم غیبت کردیم از اوباما گرفته تا بوش و خاتمی، کروبی، خلاصه مهلت ندادیم. خیلی باحال بود، وای که چه آب و هوایی شده بام، خنک و خلوت، خیلی زمان هایی رو که پرنده پر نمی زنه دوست دارم.
انتهای بام، معمولا روز های ۵ شنبه یک گروه از انجمن حمایت از معلولان افراد معلول را برای گردش به بام می یارند که این کار از نطر من خیلی ارزش داده و خیلی قابل احترامه.
بعد از کمی گشت و بالا پایین کردن در بام، رفتیم رستوران آبشار نشستیم برای چای، این چایی فروشه خیلی باحال شده، دیگه انگلیسی یادگرفته و قیمت و چی می خوای را از آدم به انگلیسی سوال می کنه. چایی را گرفتیم اومدیم بشینیم، زد و آب جوش ۱۰۰ درجه از روی کمربند شلوارم ریخت پایین تا خود خودش و رفت پایین تا تو شلوارم، آقا ما رو می گی، تا اومدیم داد بزنیم دیدم یخ زد، این شلوار من آنچنان یخ زد که انگار شلوار چوبی پام کردم. خلاصه با بد بختی نشستیم و دعا کردن که این یخ آب بشه، نشد که نشد. با بد بختی تمام اومدیم پایین و رفتیم تجریش
اینو گفتم که حساب کار بیاد دستتون که هوا چقدر سرده
راستی جمعه می رم ایستگاه ۵ کسی هست که با من بیاد؟
