این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.
(
شب ها در بام تهران )
آقا، چشمتون روز بد نبینه، ساعت ۵ بعد از ظهر از دفتر اومدم بیرون، رفتم اول مدرس تا برم بام تهران، ماشین نبود که نبود، بعد ۴۵ دقیقه یک ماشین ایستاد، گفتم پارک وی، گفت آره، ما هم سوار شدیم، وسط راه گفت من از کسی پول نمی گیرم. ولی مسیر من صدر هستش، خلاصه دیدیم پول نمیگیره فوش ندادیم. بلاخره ماشین را عوض کردیم رفتیم سر ولنجک، 100 نفر منتظر تاکسی بودن، دیدم نه حوصله ندارم وایسم، پیدا رفتم بالا، اول ولنجک یک تاکسی خالی آمد و ما را برد دم در ورودی بام.
وای چه آب و هوایی، چه قدر خنگ بود هوا، برای خودم خیلی آرام و آرام و تنهای تنها، کلی قدم زدم، البته شاید خیلی از افرادی که اعتقادات مذهبی دارن دوست نداشته باشن این حرف من را، ولی در عقیده من این مکان واقعا یک مکان مقدسی است، به نظر من هم آدم به خدا خیلی نزدیک تر می شه وقتی ۲۰۰ تا ۳۰۰ متر بالا تر از سطح زمین قدم می زنه، هم وقتی از اون بالا تمام شهر زیر پای شماست، اینطور به نظر می آید که تمام طول روز رو بی دلیل و خیلی بی خودی آدم برای مال دنیا خودشو به آب و آتیش می زنه
نوشته شده در 2008/10/7ساعت 20:40
توسط شاشا
این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.
(
شب ها در بام تهران )
فکر کنم چهارشنبه بود، تا دیدم بام برف آمده، سریع پریدم بام، وای چه هوای خوبی، چقدر خنک

عکس اولین برف زمستانی تهران - ۱۱ مهر ۱۳۸۷
عکس از قله توچال - از روی پل پارک وی
عکس خیلی بزرگ با حجم ۱۸۰ کیلوبایت از اولین برف زمستانی تهران
اینم یک عکس مخفیگاه انتخای بام تهران که امروز دیگه تبدیل شده به یک زمین آسفالت و مجل رفت و آمد عموم ، خیلی بد شد برای این قسمت چراغ قرار دادند. حالا باید بگردیم یک مخفیگاه دیگه برای خودمان پیدا کنیم

عکس مخفی گاه بام در شب
نوشته شده در 2008/10/4ساعت 12:53
توسط شاشا