این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.
طلسم بام شکسته شد
( عصر ها در بام تهران )امروز عصر تنها رفتم، خیلی چسبید، جای دوستان هم خیلی خالی بود باد شدید هم می وزید خیلی شدید و خیلی سرد.
کوهنوردی رو خیلی دوست دارم، خاطرات و تجربیات خودم در کوه رو اینجا می نویسم
این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.
امروز عصر تنها رفتم، خیلی چسبید، جای دوستان هم خیلی خالی بود باد شدید هم می وزید خیلی شدید و خیلی سرد.
این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.
بعدش وقتی برگشتیم پایین رفتیم تو قسمت ویژه مخصوص خودمون انجا که قبلا خیلی مخفی بود ولی این روزه تبدیل شده به ... هر کی از را می رسه پامیشه میاد اونجا نشتیم و خیلی باحال بود. البته تمایل داشتیم غروب را تماشا کنیم ولی نشد. اخه همه ۲ تا ۲ تا توهم بودن ما مجبور شدیم منطقه را خیلی سریع ترک کنیم.
وای اینو نگفتم، تو راه بالا رفتن چند تا سوژه ۲۰ بودن مثلا یکی از این سوژه ها یک پسر و دختر بودن خیلی باحال بودن هر ۴۰ قدم پسره یه چیزی به دختره می گفت و دختر زار زار گریه می کرد. بعد دوباره خوب می شد و می خندید و راه می رفت بعد دوباره گریه می کرد. ۲ تا دیگه بودن که خیلی جلف بازی در می آوردند. مثلا پسره گنده قدش ۲ برابره من بود هی جلو این همه آدم به دختره می گفت موچ موچ موچ . یعنی بوس بوس بوس.
آبشار هم ۲ تا چایی نبات دپش یا خرما و شکلات زدیم. توووپ
این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.
حوالی ساعت ۶ تازه هوا تاریک شده بود البته از گرگ و میش هم گذشته بود. ولی خوب بود. باد هم که چه ملایم و چه توپ می وزید. امروز موسیقی هم داشتم، یک پخش کننده موسیقی مارک ال جی مربوط به دهه اول اختراخ پخش کننده موسیقی MP3 ، ولی با مرام و باحال (البته بعضی روزها آدم را خراب می کند ولی امروز خوب حال داد) نیز من را در این سفر همراهی می کرد.
از این بام و پیاده روی ی بی سر و صدا وهمراه با آرامش، من خیلی انرژی می گیرم، هر دفعه در انتهای بام وقتی می شنیم و از یک نقطه بالا یعنی بالاترین نقطه تهران، به این تهران بزرگ و بی انتها و بی در و پیکر، نگاه می کنم ، تنها فکری که می کنم این است که این تهران و این زندگی نفرین شده ما در تهران، چقدر کوچک است و بی ارزش. با یک نگاه در چند ثانیه از تهران سر می توانید به مینی سیتی سفر کنید. فکر می کردم اگر قرار بود در داخل تهران این مسیر را طی کنم چقدر اعصابم خراب می شد و احتمالا به 100 نفر هم حرف بد و شاید فوش کش دار می دادم
2 تا برادر دوقولو های توچال امروز هم در حال قدم زدن بودند و یک جوان باحال هم با لباس زرد داشت می رفت بالا، از لباس و تجهیرات مشخص بود که برای اقامت شبانه در کوه حرکت کرده است.
عکس مکس هم نداریم تا پس فردا