تبليغاتX
داستان های شاشا در توچال

داستان های شاشا در توچال

کوهنوردی رو خیلی دوست دارم، خاطرات و تجربیات خودم در کوه رو اینجا می نویسم

این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.

طلسم بام شکسته شد

( عصر ها در بام تهران )
سلام، حسابی به خودم امید وار شدم. با نزدیک شدن فصل بهار و گرم شده زمین یخ های من هم آب شده و طلسم بام هم شکسته شده  در کمتر از ۷ روز گذشته برای سومین بار رفتم بام. تازه امروز هم از بیخ گوشم رد شد که نرفتم برای ایستگاه ۵. یعنی قرار بود صبح با یکی از دوستان به نام بهار بریم ولی نرفتیم.

امروز عصر تنها رفتم، خیلی چسبید، جای دوستان هم خیلی خالی بود باد شدید هم می وزید خیلی شدید و خیلی سرد.

نوشته شده در  2008/3/8ساعت 22:51  توسط شاشا 

این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.

امروز هم رفتیم بام گردی

( عصر ها در بام تهران )
امروز که پنجشنبه ساعت ۲.۵ بود تلفن را برداشتم یک قرار کاری را کنسل کردم، یک دوست را دعوت کردم رفتیم بام. خیلی وقت بود که با این دوست بام نرفته بودم، ولی دمش گرم. آمد رفتیم کلی بالا، اول گفتیم بریم اولین رستوران ولی بعدش رفتیم رستوران آبشار. جای همه خالی بود. تازه فرداد صفاخو یکی دیگه از دوستای گلموننم دیدم توی کوه خیلی باحال بود.

بعدش وقتی برگشتیم پایین رفتیم تو قسمت ویژه مخصوص خودمون انجا که قبلا خیلی مخفی بود ولی این روزه تبدیل شده به ... هر کی از را می رسه پامیشه میاد اونجا نشتیم و خیلی باحال بود. البته تمایل داشتیم غروب را تماشا کنیم ولی نشد. اخه همه ۲ تا ۲ تا توهم بودن ما مجبور شدیم منطقه را خیلی سریع ترک کنیم.

وای اینو نگفتم، تو راه بالا رفتن چند تا سوژه ۲۰ بودن مثلا یکی از این سوژه ها یک پسر و دختر بودن خیلی باحال بودن هر ۴۰ قدم پسره یه چیزی به دختره می گفت و دختر زار زار گریه می کرد. بعد دوباره خوب می شد و می خندید و راه می رفت بعد دوباره گریه می کرد. ۲ تا دیگه بودن که خیلی جلف بازی در می آوردند. مثلا پسره گنده قدش ۲ برابره من بود هی جلو این همه آدم به دختره می گفت موچ موچ موچ . یعنی بوس بوس بوس.

آبشار هم ۲ تا چایی نبات دپش یا خرما و شکلات زدیم. توووپ

نوشته شده در  2008/3/7ساعت 1:19  توسط شاشا 

این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.

بعد از چند ماه غم دوری

( شب ها در بام تهران )
امروز در کمتر از چند ثانیه مغز اینجانب دستور داد به تمام اعضای بدن، که برای توچال آماده شوید. و این بنده نیز در کمتر از ۳ ثانیه آماده شدم و از دفتر زدم بیرون، رفتم خروجی مدرس و بعد از ۳ دقیقه یک ماشین آمد و ما را رساند به پارک وی -البته به چهار راه- و بعد هم یک ماشین با یک راننده مشت همراه ما بود تا انتهای مسیر.

حوالی ساعت ۶ تازه هوا تاریک شده بود البته از گرگ و میش هم گذشته بود. ولی خوب بود. باد هم که چه ملایم و چه توپ می وزید. امروز موسیقی هم داشتم، یک پخش کننده موسیقی مارک ال جی مربوط به دهه اول اختراخ پخش کننده موسیقی MP3 ، ولی با مرام و باحال (البته بعضی روزها آدم را خراب می کند ولی امروز خوب حال داد) نیز من را در این سفر همراهی می کرد.

از این بام و پیاده روی ی بی سر و صدا وهمراه با آرامش، من خیلی انرژی می گیرم، هر دفعه در انتهای بام وقتی می شنیم و از یک نقطه بالا یعنی بالاترین نقطه تهران، به این تهران بزرگ و بی انتها و بی در و پیکر، نگاه می کنم ، تنها فکری که می کنم این است که این تهران و این زندگی نفرین شده ما در تهران، چقدر کوچک است و بی ارزش. با یک نگاه در چند ثانیه از تهران سر می توانید به مینی سیتی سفر کنید. فکر می کردم اگر قرار بود در داخل تهران این مسیر را طی کنم چقدر اعصابم خراب می شد و احتمالا به 100 نفر هم حرف بد و شاید فوش کش دار می دادم

2 تا برادر دوقولو های توچال امروز هم در حال قدم زدن بودند و یک جوان باحال هم با لباس زرد داشت می رفت بالا، از لباس و تجهیرات مشخص بود که برای اقامت شبانه در کوه حرکت کرده است.
عکس مکس هم نداریم تا پس فردا

نوشته شده در  2008/3/2ساعت 20:57  توسط شاشا 

ليست آخرين مطالب نوشته شده در وبلاگ
  • از اینجا رفتم
  • کارا جنگلی سخت و آسان
  • سفر به قله توچال با بهنام
  • پیک نیک
  • من و پویا شب توی قله خوابیدیم
  • لوازم مورد نیاز برای کوهنوردی در تابستان
  • من فردا کوه دلم می خواد
  • قله توچال و هتل اسون
  • داستان هفته پیش
  • 5 تا وال پیپر زیبا برای پس زمینه ویندوز
  • بام تهران با کمی خس و خاشاک
  • نیمی از گروه بعد از سه هفته
  • تک و تنها کنار قله توچال
  • خطر خطر خطر خطر از این مسیر رد نشوید
  • یک سفر خردادی به توچال
  • از توچال اومدم میرم توچال
  • دربند به اسون در اول خرداد
  • امروز روز سختی بود
  • بازم رفتیم توچال
  • ترکیدم از خنده امروز
  • عجب سفری بود امروز
  • 2 روز بارونی پشت سر هم
  • بازم بدون عکس
  • جمعه بازم رفتیم دربند
  • از اوسون به ایستگاه پنج ولی نه از راه اصلی
  • همای سعادت یا بل بل در بام تهران
  • یک لحظه بادی، یک لحظه آفتابی
  • عجب جمعه توپی
  • اولین بام بازی سال 88
  • بدبختی به نام مسیر درکه اما بهترین سفرم
  •