تبليغاتX
داستان های شاشا در توچال

داستان های شاشا در توچال

کوهنوردی رو خیلی دوست دارم، خاطرات و تجربیات خودم در کوه رو اینجا می نویسم

این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.

رفتم ولی بازم راه مخفی

( جمعه ها در توچال )
سلام این هفته هم یک دنیا آدم و دوست عزیز را پیچاندیم و من و دوستم رفتیم راه مخفی، البته حالا چرا راه مخفی، من و دوستم می ریم کوه برای تمرین زبان انگلیسی، مسیری که ما رفتیم همان مسیر هفته قبل خود با این تفاوت که بد از رد شدن از پیچ های داخل دره به جای ادامه مسیر بعد از رسیدن به درخت بزرگ وسط جاده بجای ادامه مسیر به سمت آبشار رفتیم به سمت چپ، و مسیر را ادامه دایم به بالا، لعنتی این تکه از کوه هر جای آن را که نگاه می کنیم و می رویم زیباست. انشاله دفعه بعد می ریم بالا، این تصمیم کاملا جدی است

این دوست من است هزار ماشاله اصلا واژه ترس را بلد نیست

نوشته شده در  2007/7/20ساعت 17:13  توسط شاشا 

این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.

فردا می رویم ؟ قردا نمی رویم؟

( جمعه ها در توچال )
من هم نفهیمدم فرا چه می کنیم، ولی امید وارم بریم کوه اگر هم بریم معلوم نیست که کی می رویم و کجا می رویم. دوست دارم که ایستگاه ۵ برویم ولی اگر نرفتم هم شاید بریم همان جا که هفته پیش رفتیم. اگر اتفاق جالبی افتاد فردا می نویسم
نوشته شده در  2007/7/19ساعت 21:59  توسط شاشا 

این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.

گفته بودم می رم ایستگاه 5 رلی نرفتم

( جمعه ها در توچال )
سلام، قرار بود روز جمعه با یکی از دوستان برم کوه، قرار گذاشتیم ساعت ۵ صبح از امیرآباد حرکت کنیم و سر ساعت حرکت کردیم، حدود ساعت ۵.۵ رسیدیم با توچال، حرکت خود را شروع کردیم. چون اولین بار بود که با این دوستم می رفتم کوه اصلا فکر رفتن به ایستگاه ۵ را از سرک خارج کردم که اگه نشد ناراحت نشم، گفتم این دفعه می ریم تفریح می کنیم.

خیلی آروم حرکت کردیم، به ایستگاه یک رسیدیم، خیلی جالب بود تاحالا این اندازه ناامید کوه نیامده بودم، ولی ایستگاه یک را هم پست سر گذاشتیم. با دوستم کلی گرم گرفته بودیم به چشمه رسیدیم من گفتن بریم استراحت کنیم به دوستم گفتم، بعد دوستم گفتن نه، مگه خسته شده ؟؟؟؟ کپ کردم در یک لحظه، گفتم نه ، و ادامه دادیم ، البته در ادامه مسیر گفتیم بریم یک جای خیلی باحال برای صبحانه که درخت هم باشه، در ادامه بعد از چشمه یک جاده طولانی است که به سمت چپ حرکت می کند. این مسیر خیلی طولانی است، -نسبت به بقیه پیچ ها- و در ادامه به یک منطقه باز می رسد. که کوه نوردان می توانند در ادامه مسیر میان بر را انتخاب کنند و یا به مسیر اصلی ادامه دهند. البته یک مسیر مخفی هم وجود دارد که راه سوم است و وارد دره پایین می شود.پ

ادم های ترسو معمولا از این مسیر نمی روند و این تنها دلیلی است که این مسیر همیشه خلوت است. مسیر را که یک ۱۰۰ متر ادامه بدهید از یک پیچ عبور می کنید که دیگر جاده دیده نمی شود. در ابتدا مسیر خطر ناک است و چندجا خیلی هم ترسناک می شود اما بعد از طی ۲۰۰ یا ۳۰۰ متر ، مسیر هموارد می شود و خیلی زیبا، در ادامه یک فضای ۲۰ مشاهده می کنید. یک تک درخت کنار رودخانه، جایی برای هر فردی که عاشق سکوت است، اما برخی مثل به دنبال چیزی فراتر از سکوت هستند، جادویی به نام آرامش مطلق، اگر به دنبال آرامش مطلق هستید، مسیر را دامه دهید و به یک بهشت کوچک می رسید. و چند ابشار روی هم روی هم، البته من دوربین ندارم، ولی اگر دوربین داشتم بهترین عکس های دنیا را می گرفتم.

این راه مخفی ماست

نوشته شده در  2007/7/16ساعت 21:32  توسط شاشا 

این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.

فردا کوه می رویم

( سفر به ایستگاه 5 )
سلام فردا قرار است به همراه یکی از دوستان به توچال سفر کنیم، هفته گذشته به دلیل کار خیلی زیاد اصلا به بام ترفتم و از این رو خیلی خوشحا نیستم، امید وارم که فردا این دوست ما که برای اولین بار همراه من به کوه می آید ما را مورد عنایت قرار ندهد و کم کم تا ایستگاه ۵ قدم زنان ما را همکاری کند.
نوشته شده در  2007/7/12ساعت 22:21  توسط شاشا 

این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.

سفر به ایستگاه 7 توچال

( سفر به ایستگاه 7 )
شاید برای برخی از افراد تصور سفر به قله توچال کمی محال باشد و برای برخی نیز بسیار ساده ، ولی من دوست دارم یک تجربه و چند پیشنهاد را برای افرادی که در زمینه کوهنوری نه حرفه ای هستند و نه خیلی بی تجربه بیان کنم.

من دیروز ساعت ۴ و نیم به سمت توچا حرکت کردم و حرکت خودم را از پارکینگ ساعت ۵ شروع کردم، مسیر رفت تا ایستگاه ۲ خیلی شیب دار است و اگر با سرعت لاکپشتی حرکت کنید و اصلا هم از راه میانبر نروید بعد از ۲ ساعت می رسید به ایستگاه ۲ توچال
پیشنهاد می کنم مسیر ایستگاه ۱ به ۲ را همیشه لاکپشتی طی کنید، پون شیب خیلی زیاد است. از ایستگاه ۲ به ۵ با توجه به تعداد فاصله ها ، همه فکر می کنند که هم طولانی تر است و هم سخت تر، اما در حقیقت این گونه نیست ، به دلیل شیب کم این دو ایستگاه و وتعادل بودن مسیر فشار کمتری به فرد وارد می شود. این نکته را هم توجه داشته باشید که شما خسته تر هم هستید. این مسیر هم ۲ ساعت و نیم بیشتر طول نمی کشد. یعنی بعد از ۴ ساعت با یک توقف نیم ساعته در ایستگاه ۲ شما می توانید به ایستگاه ۵ برسید.

در مسیر ۵ به ۷ وضع به گونه ای دیگر است. هم شما خسته هستید و هم بیش از نیمی از مسیر شیب بسیار تندی دارد. ولی با کمترین سرین سرعت و ایستادن برای رفع خستگی به دفعات زیاد کل مسیر به بیش از ۳ ساعت زمان نیاز ندارد.

مسیری که از ایستگاه ۵ دیده می شود مسیر پر شیب است، اما تمام مسیر نیست، همانند ایستگاه ۵ که بعد از طی کردن کوه اول شما در یک مسیر مستقیم و سیب دار به سمت پایین حرکت می کنید. مسیر ایستگاه ۷ نیز پس از طی کردن کوه اول مستقیم شده و یا شیب کمی دارد اما از سرپایینی خبری نیست.

کل مسیر بیش از ۸ ساعت زمان نیاز ندارد. اما اصلا پیشنهاد نمی کنم اگر این مسیر را در ۸ ساعت طی کردید به سمت قله حرکت کنید. قله را نگه دارید برای یک روز دیگر

 

نوشته شده در  2007/7/7ساعت 15:9  توسط شاشا 

این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.

صبح می ردم کوه

( جمعه ها در توچال )
سلام دقایقی پیش تصمیم گرفتم که فردا صبح برم گوه، فکر کنم ساعت ۳ حرکت کنم به سمت توچال، شروع حرکت ایستگاه یک و مقصد ایستگاه ۵ است. هفته پیش که از بیراهه رفتم و در وسط را با کمبود سوخت (آب) مواجه شدم و مجبور به بازگشت شدم. ولی فردا انشالله به ایستگاه ۵ می رسیم.
نوشته شده در  2007/6/28ساعت 23:46  توسط شاشا 

این وبلاگ به آدرس جدید منتقل شده است.

دوشنبه رفتم کوه

( سفر به ایستگاه 5 )
دوشنبه صبح نخوابیدم ، تا ساعت ۳ در اینترنت به سر می بردم. اصلا خوابم نمی اومد. نمی دونم چرا؟ ساعت ۳.۵ بود که داشت آفتاب می اومد بالا، خیلی هوا قشنگ بود. ساعت شد نزدیک های ساعت ۴  دیگه آسمون قرمز شده بود.  گفتم باید دیگه از پشت کامپیوتر بلند بشم، تا وسائل را جمع کردم، یک نیم ساعتی گذشت.

از خونه زدم بیرون یک یاداشت به در نوشتم. "من ساعت ۴ و نیم رفتم کوه حال رانندگی ندارم ، ماشین نمی برم ساعت ۱۰ برمیگردم" . زیرشم نوشتم، هرکسی زنگ زد بگین من خوابم و بیدار هم نمی شم.

خلاصه پیاده رفتم تا سر کوچه و شانس آوردم یک ماشین پیدا شد. خودم فکر نمی کدم این ساعت روز تعطیل ماشین پیدا بشه. خلاصه وسط راه هم با تاخیر ماشین عوض کردم و رفتم. خیلی جالب بود. فکر کنم این زود ترین زمانی بود که من رفتم کوه، خورشید بالا امده بود و هوا روشن روشن بود. تهران خیلی ساکت بود. ساکت ساکت. هر وقت در تهران ساکت قدم می زنم یک احساسی به من میگه که این شهر مرده هاست. نمی دونم چرا.

خلاصه رفتم بالا از کوه. اصلانم قصد برگشت نداشتم. هوا خوب، موزیک خوب ، تنها کوه رفتن خیلی خوبه، برای من که بهترین تفریح است. حاضرم همه چیز را از دست بدم ولی برم کوه. فکر می کنم تنها چیزی که در مقابل کار و اینترنت نظر من را تعویض می کنه.، فقط و فقط کوه است و قدم زدن تنهایی توی کوه. بدون نق و ناله

حالا یک مسیر پیشنهاد کنم برای افرادی که دل بزرگ دارند و دوست دارن کار خطر ناک انجام بدن. من یک مسیر خیلی سریع و کوتاه کشف کردم بعد از ایستگاه ۲ توچال. بعد از ایستگاه ۲ یک جاده طولانی است که به سمت چپ یعنی غرب حرکت می کنه. خیلی طولانی و بلد است. و در انتها یک پیچ داده از دامنه کوه میرود بالا، انتهای این مسیر را نپیچید و در جاده خاکی و خیلی باریک از مسیر اصلی خارج شوید. به در دامنه کوه حرکت کنید. یک ۱۰۰ متر که جلو رفتید. کوه می پیچد. شما هم بپیچید و به دره کوه برید. و داخل دره به سمت بالا حرمت کنید. این مسیر هم شیب خیلی زیاد دارد و هم اصلا آدم درش یافت نمی شود.

ولی خیلی کوتاه شما را به نوک کوه یعنی به آنجا که چند آنتن مخابرات وجود داره می رساند. خیلی سخت نیست. اگر آب به اندازه کافی و کفش مناسب داشته باشید اصلا مشکلی نیست. به بالای کوه که رسیدید می توانید خود تصمیم به گیرید که به مسیر ایستگاه ۵ ادامه بدید یانه، البته به نظر من از همین زاویه که وارد جاده اصلی شدید مستقیم برین جلو تا برسین به دره جلو. خیلی منظره خوبی داره. شیرپلا، ایستگاه ۵ کلکچال و ایستگاه ۵ توچال در یک نگاه دیده می شوند. خیلی عالی است از این زاویه به کوه نگاه کردن.

شما یک سختی را پشت سر گذاشتید. شما از کوه رد شدید. دیگه مسیر تا ایستگاه ۵ اصلا سخت نیست.

عکس نمایشی

نوشته شده در  2007/6/22ساعت 23:43  توسط شاشا 

ليست آخرين مطالب نوشته شده در وبلاگ
  • از اینجا رفتم
  • کارا جنگلی سخت و آسان
  • سفر به قله توچال با بهنام
  • پیک نیک
  • من و پویا شب توی قله خوابیدیم
  • لوازم مورد نیاز برای کوهنوردی در تابستان
  • من فردا کوه دلم می خواد
  • قله توچال و هتل اسون
  • داستان هفته پیش
  • 5 تا وال پیپر زیبا برای پس زمینه ویندوز
  • بام تهران با کمی خس و خاشاک
  • نیمی از گروه بعد از سه هفته
  • تک و تنها کنار قله توچال
  • خطر خطر خطر خطر از این مسیر رد نشوید
  • یک سفر خردادی به توچال
  • از توچال اومدم میرم توچال
  • دربند به اسون در اول خرداد
  • امروز روز سختی بود
  • بازم رفتیم توچال
  • ترکیدم از خنده امروز
  • عجب سفری بود امروز
  • 2 روز بارونی پشت سر هم
  • بازم بدون عکس
  • جمعه بازم رفتیم دربند
  • از اوسون به ایستگاه پنج ولی نه از راه اصلی
  • همای سعادت یا بل بل در بام تهران
  • یک لحظه بادی، یک لحظه آفتابی
  • عجب جمعه توپی
  • اولین بام بازی سال 88
  • بدبختی به نام مسیر درکه اما بهترین سفرم
  •